مقاله جامعه شناسی اعتیاد
برابر بعضی اسناد تاریخی مردم هند از دوران باستان با اثراث و خواص تریاک و حشیش آشنا بوده اند و همچنین مردمان رم تریاک را می شناخته اند و در ادوار بعدی کشیشان و روسای مذهبی مسیحی برای معالجه از این داروها استفاده می کرده اند لکن طرزتهیه و خواص آن را محرمانه نگه داشته و جز به خواص آموزش نمی دادند. ولی بعضی از بیماران که در اثر تجویز همین افراد معتاد شده بودند کم کم با آثارو خواص آنها آشنا شده ومصرف تریاک عمومی گشت . ولی باز هم تا قرنهای متمادی هرگز مشکلی یا بیماری ای به نام اعتیاد بوجود نیامده بود.
در الواح گلی سومریان یعنی مردمانی که حدود پنج هزار سال قبل از میلاد مسیح در بین النهرین جایی که امروز کشور عراق نامیده می شود می زیسته اند، نحوه تهیه شیره از بوته خشخاش ذکر شده و توصیه شده که عمل جمع آوری شیره تریاک باید درصبح زود انجام شود(شاید به خاطر آفتاب گرم و سوزان منطقه که باعث خشک شدن شیره در روی گرزهای خشخاش می شود و مانع جمع آوری آن می گردیده است).
قوم بابل (Babylonians) که وارث تمدن و فرهنگ سومریان بودند دانش مربوط به تریاک را در امپراطوری بزرگشان اشاعه دادند و برابر نظر پاره ای از محققان ایرانیان و مصریها نیز از این طریق با تریاک و خواص آن آشنا شدند. به نظر می رسد بعد از سومر و بابل ، هندوستان در آسیا و مجارستان در اروپا و مصر در آفریقا جزو اولین کشورهاییهستند که به خواص خشخاش پی بردند و به کشت و برداشت محصول آن پرداختند و بر اساس بعضی از مدارک یونانیان در آسیای صغیر همزمان با مصر و عربستان به کشت خشخاش اقدام و بسیاری از پزشکان آنها به آثار طبی تریاک پی برده بودند.
با توجه به مصرف بی رویه تریاک در قرن گذشته در چین، به نظر میرسد که در چین کهن نیز مصرف تریاک رواج داشته است ولی بایستی به این حقیقت اشاره کرد که مردمان چین باستان با تریاک آشنایی نداشتند و برای اولین بار تریاک از هند به دربار خاقان چین فرستاده شد و خشخاش به عنوان تزیین در باغها کاشته می شد و
قدیمی ترین سند روشن به جامانده در این مورد شرحی است از نوشته های ”وانگ هی“ فرمانروای کانک سو که طی آن به اثرات تریاک و نحوه مصرف آن در چین کهن اشاراتی شده است .
آنچه مسلم است در دنیای قدیم از مصرف نادرست و بی رویه تریاک خبری نیست و به کار بردن آن تا قرن دوازدهم میلادی جز برای معالجه بعضی بیماریها و تسکین درد معمول نمی باشد.
از قرن دهم به بعد پزشکان عرب تریاک را به چین بردند و برای معالجه اسهال و کاهش اشتها به کار گرفتند و مردم چین راههای استفاده از آن را آموختند و تقریبا ۱۵۰۰ سال بعد از میلاد مسیح بودکه اروپاییان با تریاک و خواص آن آشنا شدند و پزشک معروف انگلیسی سید نهام (Sydenham) با تجویز مقدار زیادی تریاک برای بیماران معروفیت پیدا کرد و این جمله معروف از اوست
« بدون وجود تریاک علم پزشکی بیچاره و فقیراست.»
مصرف داروهای مخدر در زمان جنگهای اول و دوم جهانی در بین نیروهای رزمنده اعم از غالب و مغلوب بشدت اشاعه پیدا کرد . بعضی از سربازان برای کاهش هیجانهای ناشی از جنگ و گروهی برای فراموش کردن بدبختی ها دست به مصرف مواد مخدر می زدند و بعد از جنگ این هدیه زشت را از جبهه ها به داخل شهرها و دهات منتقل کردند.
از جنگ جهانی دوم به بعد دنیا با یک حالت انفجاری و تصاعدی به سوی اعتیاد پیش رفته است . جنگ با آن خرابیها و تلفات عظیم انسانی، فضایی بزرگ و تهی از خود باقی گذاشته که در بسیاری از موارد این خلا جز با چیزی (ماده مخدر) که انسان را در راه لاقیدی و فراموشی بیندازد پر نگشته است.
اگر چه مصرف خوراکی تریاک ایرانیان سابقه ای هزار ساله دارد اما در بعضی اسناد اشاعه آن رابه مغولان، یا سربازان نادر شاه به هنگام مراجعت از هند نسبت می دهند. که با توجه به موضوعا ت قبلی باید گفت هر دو مورد می تواند باعث تشدید اعتیاد باشد، ولی به طور قطع شروع کار به زمانهای ماقبل آن بر می گردد. مصرف تریاک در دوران قاجار بخصوص در زمان ناصرالدین شاه افزایش پیدا کرد، و از اواسط حکومت وی کشت خشخاش در ایران شروع شد. از آغاز دولت صفوی تریاک خوردن در میان ایرانیان بیشتر معمول شد. بسیار ی از مردم، مخصوصا شاهزادگان و سران دولت و درباریان و سرداران سپاه به خوردن این سم جانکاه معتاد بودند و مانند سیگاریهای امروزی بر حسب موقعیت و رتبه و میزان امکانات مالی همیشه تریاکدان زرین و جواهرنشان یا سیمین و مسین به همراه داشتند. در این زمان مردم ایران و عثمانی معتقد بودند که خوردن تریاک باعث ابراز رشادت در جنگ می شود و جسارت و جرات آدمی را افزایش می دهد و به همین سبب سربازان پیش از اینکه به جنگ بروند به خوردن تریاک تشویق می شدند.
تجارت مواد مخدر در جهان
بعد از قاچاق اسلحه بزرگترین و سودآورترین تجارت روی زمین، تجارت مواد مخدر است. هر ساله متجاوز از هشتاد میلیون دلار آمریکایی برای خرید مواد مخدرفقط در خود آمریکا خرج می شود.
برای اولین بار در سال (۱۸۲۹م) تجار هلندی تریاک هندوستان را صادر کردند و برای اولین بار در سال (۱۷۷۵م) کمپانی هند شرقی امتیاز انحصار کشت خشخاش در هند را که قبلا از نورالدین محمد جهانگیر گورکانی سلطان هندوستان گرفته بودند زیر عنوان «انحصار تجارت خارجی تریاک هند و انگلیس» علم کردند و با به زیر کشت بردن قسمت بزرگی از مزارع هندوستان، کمپانی هند شرقی دولت انگلستان بزرگترین تولید کننده تریاک در جهان گردید.
کمپانی هند شرقی در اوایل کار تریاک محصول هندوستان را در بازارهای داخلی هند و هند غربی (پاکستان فعلی) به فروش می رسانید، لکن بعدها تصمیم گرفت در ازای چای و ابریشم وارداتی از چین که قیمت آنها بالغ بر ۱۲ میلیون لیره انگلیسی می شد به تجارچینی تریاک تحویل دهد و در مراحل اولیه ساحل نشینان چینی را با تریاک آشنا کردند.
مقدمات اعتیاد ایرانیان به تریاک در قرن نوزدهم نیز به همین ترتیب فراهم آمد. بنا به نوشته کتاب تاریخ تریاک و تریاکی ، در قرن نوزدهم جوکیان هندی تریاک را درخراسان و سیستان و بلوچستان ترویج می کردند و سوخته تریاک را به قیمتی بالاتر از خود تریاک می خریدند.
در قرن هفدهم شیوع استعمال بی رویه تریاک دولت و مردم چین را از چند جهت زیر فشار قرار می داد. از یک طرف هر چه که تولید کنندگان چینی تولید می کردند ( چای و ابریشم) ودولت یا بازرگانان چینی صادر می کردند، در مقابلش تریاک وارد چین می شد و از طرف دیگر به دلیل اشاعه اعتیاد و مصرف تریاک، مرتبا تولید کاهش پیدا می کرد و کارگران و کشاورزان مولد، تبدیل به معتادان مصرف کننده می شدند.
در سال (۱۸۴۰م) دریا سالار ”لین تسه سو“ فرماندار هنگ کنگ به استناد قوانین جاری چین ۲۲ هزار و ۲۴۰ صندوق تریاک وارداتی تجار انگلیسی را ضبط کرد و در کرانه رودخانه کانتن د ربندر کانتن به آب ریخت.
این تریاکها متعلق به ویلیام جاردین بزرگترین تاجر تریاک انگلیسی بود که بر مبنای اقدامات ، نفوذ و فشاری که به لردپالمرستون وزیر امور خارجه وقت انگلیس وارد کرد. دولت انگلستان در چهارم آوریل سال (۱۸۴۰م) و دولت چین اعلان جنگ داد واین جنگ به اولین جنگ تریاک معروف گشت.
اولین جنگ تریاک ۲ سال طول کشید و به علت شکستی که به دولت چین وارد شد، بنادر مهمی برای تجارت آزاد به دولت انگلستان که قیمومت کمپانی هند شرقی را عهده دار بود واگذار گردید و همچنین دولت چین غرامت آنچه که دریاسالار لین ضبط و معدوم کرده بود و هزینه لشگر کشی و جنک را نیز پرداخت کرد.
تجارت مواد مخدر در ایران قبل از انقلاب مشروطیت
اقدامات فوق و وضعیت بد مالی مملکت ایران درنیمه دوم قرن نوزدهم میلادی باعث شد ایران در ردیف صادر کنندگان تریاک قرار گیرد و بر مبنای تحقیق بسیاری از محققین پیشرفت صنعت یا درواقع انقلاب صنعتی قرن نوزدهم سیل کالاهای ساخته شده را به شرق و از جمله ایران روانه کرد و ایران در مقابل بازارهایی که از صنایع قدیمی از دست داده بود، به کشت خشخاش و صدور تریاک روی آورد وابتدا شهرهای اصفهان و شیراز که با خارج از کشور روابط تجاری داشتند و سپس همدان و ری و کرمان و سیستان و خراسان و خوزستان و در نهایت گیلان و مازندران به زیر کشت خشخاش رفتند.
در سال (۱۸۸۰م) میزان کشت خشخاش و محصول تریاک رو به فزونی گذاشت به طوری که میزان محصول اصفهان که در سال ۱۸۵۹ فقط ۴۲ هزار پوند بود در اوایل قرن بیستم به ۸۷ هزار پوند بالغ گردید و سرانجام کار به جائی رسید که نیومی مورخ مشهور انگلیسی در کتاب مشرق نوشت «از ۲۶ استان ایران ۱۸ استان فقط خشخاش می کارند و در ایران منطقه ای وسیع تر از مصر در زیر کشت خشخاش است.»
قرارداد سال ۱۹۱۲ میلادی لاهه
کشورهای مهم درگیر در تولید و تجارت مواد مخدر در دسامبر ۱۹۱۱ میلادی در لاهه گردهم آمدند و پس از بحث و مذاکرات مفصل که تا ۲۳ ژانویه ۱۹۱۲ میلادی طول کشید، قراردادی را به تصویب رساندند که به موجب آن قرار شد:
۱- کشت و تولید تریاک خام در هر یک از ممالک امضا کننده باید بشدت کنترل شده و برای توزیع و پخش این مواد مقررات دقیقی وضع گردد.
۲- حمل تریاک خام به ممالکی که قوانین و مقرراتی علیه ورود این مواد در قلمرو خود دارند بایستی ممنوع گردد
۳-کشورهای تولید کننده تریاک باید به محدودیتهای قانونی مواد مخدر و سایر مقرراتی که کلیه ملل برای وارد کردن این مواد جهت منظورهای طبی وعلمی دارند، احترام بگذارند.
۴- تولید، توزیع و استعمال غیر قانونی تریاک تصفیه شده که برای خوردن ودود کردن مناسب باشد، باید ظرف مدت معقولی موقوف شود و حمل خارجی تریاک تصفیه شده فورا باید ممنوع گردد.
۵- هرملتی باید قوانینی علیه مالکیت غیر قانونی تریاک خام و تصفیه شده ، تصویب و اجرا کند.
سیستم اعتیاد
طبق تئوری سیستم ها، سیستمی موفق است که زاینده باشد. ویژگی های سیستمی اعتیاد (عرضه و تقاضا):
۱- تلاش برای بقا:
الف) داشتن هویت یگانه با مرزهای مشخص و بکارگیری همه امکانات جزیی و کلی در تلاش برا ی بقا.
ب) این تلاش در کلیه سطوح (تولید کننده – توزیع کننده – مصرف کننده) دیده می شود.
ج) انگیزه های ذاتی مبتنی بر نیازهای درونی هر سطح
د) بکارگیری امکانات سیستمی ضد اعتیاد جهت بقا
ه) هدفمندی یگانه و حیاتی و کاملا شناور
۲- تحرک و تطبیق
الف) قدرت تطبیق بسیار بالا در عرضه و تقاضا
ب) فراگیری در کلیه سطوح فردی – خانوادگی – اجتماعی
ج) منطبق با کلیه حالات و روحیات متفاوت انسان (خوشحالی، غمگینی ، لذت و درد)
د) مطابق با موقعیت های مختلف( تنهایی، شلوغی، جوانی ، پیری، بیماری و سلامتی)
ه) قدرت انطباق با فرهنگهای مختلف(شرقی، غربی،بالا و پایین)
و) سیستم اطلاعات درونی ، جهت مند، درونی شده با کمترین انرژی
۳- رشد و تمایز
الف) تقسیم کار دقیق و تعریف شده برای هر سطح
ب) به کارگیری مبانی ساده، صریح و بی پیرایه در سطح بندی سیستمی
ج) ارتباطات تعریف شده با حدو مرز مشخص قوی با فوق سیستم و زیر سیستم های بعدی
د) هماهنگی و توافق کامل و حیاتی اجزاء با یکدیگر
۴- زایندگی
الف) فعالیت روز افزون در تولید
ب) ایجاد مصرف کننده جدید و هدفمند و متناسب با کل سیستم
ج) داشتن پیشینه و ثبات تاریخی ، ریشه دار و بعضا فرهنگی شده
مواد مخدر
تریاک، عصاره گیاه خشخاش است و از مواد شیمیایی مختلفی تشکیل شده است. ماده اصلی موجود در تریاک، مُِِرفین است. کُدئین نیز به طور طبیعی در تریاک وجود دارد. شیمی دانها مولکولهای مُرفین و کُدئین را تغییر داده اند و مواد مخدّر دیگری چون هروئین (دی اَسِتیل مورفین) و هیدرومُرفین را ساخته اند که عملکردهای عمومی مشابهی دارند. در اواخر دهه ۱۹۳۰ شیمی دانهای آلمانی چند ماده دیگر (متادون و پِتیدین)(pethidine) را در آزمایشگاه ساخته اند که اگر چه به هیچ وجه از تریاک گرفته نمی شوند، اما تقریبأ همه عملکردهای مواد مخدر را دارد .
در دهه ۱۹۷۰ چند گروه از محققین نشان دادند که مواد مخدر بر روی دسته ای از گیرنده ها عمل می کند که در غشای سلول عصبی و سلول های دیگر بدن مانند گلبولهای سفید قرار دارند.
«گیرنده» ساختاری خاص در غشای سلول است که شکلی خیلی اختصاصی دارد. هر نوع گیرنده ای فقط با آن نوع مواد شیمیایی فعال می شود که مطابق با شکل اختصاصی آن باشد. موادی که متناسب با یک گیرنده باشد و آن را فعال کنندآگونیستِ»(همسازِ) آن گیرنده به حساب می آیند.
گیرنده ها نفوذپذیری غشای سلولی را کنترل می کنند یا بر روی برخی سیستم های زیست شیمیایی که در درون سلول قرار گرفته تأثیر می گذارند. برخی مواد و داروها متناسب گیرنده های افیونی هستند اما آنها را فعال نمی کنند. این داروها که «آنتاگونیست» (همستیز) نامیده می شوند، قادرند مانع قرار گرفتن مواد مخدر در این گیرنده ها شوند و یا جایگزین آگونیست های اوپیوئید می شوند.
زمانی کوتاه پس از کشف گیرنده های افیونی معلوم شد که موجودات زنده مواد طبیعی یعنی اوپیوئیدهای درون زاد (endogenous opioids) را سَنتز می کنند.
اکثر این افیون های درون زاد، «پِپتیدها» هستند که زنجیره ای از اسید آمینه ها هستند که با شکستن مولکولهای پیشتاز پروتئینی بزرگتری ساخته می شوند. سه دسته از این مولکولهای پیشتاز بزرگ شناخته شده اند که هر یک تحت کنترل ژن های مجزّایی هستند. این دسته مواد درون زاد اوپییوئیدی با اسامی «اِنکفالین ها»، «دینورفین ها» و «اِندورفین ها» نامیده می شوند.بدن انسان اوپیوئیدهای اختصاصی زیادی را از هر مولکول پیشتاز بزرگ تهیه می کند.
گیرنده های اوپیوئیدی را به طور کلی می توان به سه دسته تقسیم بندی کرد که به گیرنده های «مو» µ ( mu ) ، «کاپا» κ (kappa) و «دلتا» δ (delta) موسومند و ظاهرا برای هر یک از آنها چند زیرگروه وجود دارد.
وقتی این گیرنده ها فعال می شوند، بر فعالیت های مختلف بدن تأثیرات متفاوتی می گذارند. برای نمونه وقتی مُرفین و مواد مشابه به صورت ترجیحی گیرنده های «مو» µ را فعال می کند. الگوی اثراتی که با مصرف مرفین دیده می شود، ناشی از فعالیت گیرنده «مو» است. پدیده تحمل (تولرانس) و وابستگی جسمی مربوط به مصرف مزمن مُرفین، حاصل تغییرات سلولی است که با اشغال مُزمن گیرنده های «مو» ایجاد می شود.
برخی داروها در مورد یک گیرنده به صورت آگونیست عمل می کند و در مورد گیرنده های دیگر به صورت آنتاگونیست عمل می کنند. این داروها را اغلب آگونیست- آنتاگونیست می نامند و به نظر می رسد قدرت سوء مصرف بعضی از آنها اندک باشد.
تأثیرات بر روی مغز و بدن
موادّ مخدّری که بر روی گیرنده های «مو» عمل می کنند، دامنه وسیعی از تأثیرات را بر روی مغز، نخاع و سیستم عصبی که به اندامهای بدن عصب می دهند، مانند نواحی معدی روده ای می گذارند. مواد اوپیوئیدی، درد را در سطح نخاع و در درون مغز سرکوب می کنند. این اثر، در میزان بالا کافی است تا برای عمل جراحی، بی حسّی ایجاد کند. مواد افیونی، خُلق فرد را عوض می کنند و معمولا در معتادان تازه کار، احساس سرخوشی ایجاد می کنند و علاوه بر آن باعث راحتی و بی تفاوتی در برابر موقعیت های اضطراب آور می شوند. اما بیماران غیر معتاد که مجبورند این داروها را مصرف کنند، فقط احساس آرامبخشی و تسکین درد وبعضأ شکایت از ملال و کسالت و ناتوانی درتفکر واضح را گزارش می دهند.
مواد اوپیوئیدی علاوه بر خُلق و احساس درد، بر روی مرکز تنفس هم تأثیر میگذارند.
در دوز مصرفی کم، این تأثیرات را به سادگی نمی توان اندازه گیری کرد اما هنگامی که این دوز افزایش می یابد این اثرات شدیدتر می شود تا جایی که دیگر تنفس خود بخود انجام نمی شود. مصرف اکثر مواد اوپیوئیدی معمولا منجر به تنگ شدن قابل ملاحظه مردمک چشم و سرکوب رفلکس سُرفه می شود.
مواد اوپیوئیدی اثرات عمیقی بر روی سیستم های غدد درون ریز دارند و در مغز باعث کاهش ترشح هورمون ACTH (که این هورمون باعث ترشح هورمونهای مربوط به فشار روانی مانند کورتیزول از آدرِنال می شود) و هورمونهای گونادوتروپیک که ترشح تستسترون و اِستروژن از غدد را تحریک می کند، می شوند. این تأثیرات باعث تغییر دادن سائق جنسی در مرد وزن و تغییر عملکرد تولید مثل در زنان می شود و با مصرف مکرّر آنها ممکن است تولرانس زیادی برای این تأثیرات پیدا شود.
مواد اوپیوئیدی می توانند تأثیرات مهمی بر روی اعصاب معدی روده ای داشته باشند و عبور غذا از امعا و احشاء را کُند می کنند. این عملکرد ناشی از این مواد، برای درمان اسهال سودمند است اما در معتادان و بیمارانی که برای درمان درد خود نیاز به آن دارند، باعث یبوست قابل ملاحظه و دایمی می شود.
بیش مصرف Overdose
اصلی ترین مسمومیت ناشی از مواد اوپیوئیدی، دپرسیون تنفسی است. بیش مصرف (اووِر دوز) با مصرفِ تزریقی بیشتر دیده می شود اما با روشهای مصرف دیگر هم رُخ می دهد. تابلوی بالینی اووِردوز با مواد اوپیوئیدی دربرگیرنده موارد زیر است : بُهت زدگی یا اغماء، نقطه ای شدن مردمک چشم، دپرسیون شدید تنفسی و رنگ پریدگی. ممکن است اِدِم ریَوی هم وجود داشته باشد که انباشتگی مایعات پروتئینی در ریه ها است و می تواند باعث بیرون آمدن کف سفید از دهان و بینی شود.
معمولا فشار خون کاهش شدیدی نمی یابد اما اگر دپرسیون تنفسی آنقدر باشد که باعث کمبود اکسیژن (آنوکسی) شود، این امر به مغز و سیستم قلبی و عروقی صدمه می زند و ممکن است به جای تنگ شدن، باعث گشاد شدن مردمک چشم و باعث غش کردن فرد شود. بیش مصرف را می توان به وسیله تنفس مصنوعی تا زمانی که مواد مصرف شده سوخت و ساز شوند برطرف کرد اما ترجیحأ بهتر است یک آنتاگونیست اوپیوئیدی مانند نالوکسان برای بیمار تجویز شود.
حشیش
در سالهای گذشته مردم چیزی به نام حشیش رابه شکل امروزی تجربه نکرده بودند اما در حال حاضریکی از شایعترین مواد غیر قانونی که توسط جوانان جهان مورد سوء مصرف قرار می گیرد از ترکیبات همین ماده است.
تمام انواع حشیش روانگردان هستند و ماده ای سمی به نام دلتا – ۹ – تتراهیدروکانابینول در آنها وجود دارد و اصلی ترین ماده شیمیایی فعال در حشیش همین ماده است . در حدود ۴۰۰ ماده شیمیایی در حشیش یافت می شود که دلتا -۹- تترا هیدرو کانابینول یکی از آنها است و اغلب روی مغز اثر می گذارند. حشیشی که امروزه در دسترس جوانان قرار دارد بسیار قویتر از انواع آن در سالهای گذشته می باشد. حشیش به گروهی از مواد به نام کانابیس تعلق دارد. بعضی از انواع کانابیس عبارتند از:
• حشیش: صمغی چسبناک است که از گلهای گیاه شاهدانه هندی ماده به دست می آید. مقدار سم (دلتا-۹-تتراهیدروکانابینول)موجود درآن بطورمیانگین ۶/۳درصد است ولی در بعضی انواع آن غلظت سم موجود تا ۲۸ درصد نیز افزایش می یابد.
• روغن حشیش: مایعی قیر مانند است واز تقطیر حشیش بدست می آید. مقدار سم (دلتا -۹-تتراهیدروکانابینول) موجود در آن بطور میانگین ۱۵ درصد است ولی در بعضی انواع آن غلظت سم موجود تا ۴۳ درصد نیز افزایش می یابد.
• ماری جوانا: یک ماده سبز، قهوه ای یا خاکستری است که از برگها یا گلهای خشک و خرد شده کیاه شاهدانه هندی بدست می آید. میانگین سم موجود در آن ۳ درصد است.
• سین سمیلا: ماده ای که از غنچه ها و یا نوک گلهای گیاه شاهدانه هندی ماده بدست می آید. مقدار سم موجود درآن بطور میانگین ۵/۷ درصد است ولی در بعضی انواع آن غلظت سم موجود تا ۲۴ درصد نیز افزایش می یابد.
اسامی رایج انواع مواد هم خانواده حشیش
اسامی رایج انواع مواد هم خانواده حشیش در ایران عبارتند از: علف، گراس، ماری جوانا، بنگ، جوینت، سیگاری و چیلیم . تاکنون در آمریکا بیش از ۲۰۰ واژه مختلف تنها برای ماری جوانا پیدا شده است.
اسامی رایج انواع مواد هم خانواده حشیش
اسامی رایج انواع مواد هم خانواده حشیش در ایران عبارتند از: علف، گراس، ماری جوانا، بنگ، جوینت، سیگاری و چیلیم . تاکنون در آمریکا بیش از ۲۰۰ واژه مختلف تنها برای ماری جوانا پیدا شده است.
سوء مصرف و وابستگی به مواد
ملاک های DSM – IV – TR برای مسمومیت با مواد
الف) پیدایش یک سندرم برگشت پذیر مختص به ماده در نتیجه مصرف ( یا مواجهه) اخیر یک ماده . توجه: مواد مختلف ممکن است سندرم های یکسان یا مشابه بوجود آورند.
ب ) تغییرات غیر انطباقی رفتاری یا روانشناختی قابل ملاحظه بالینی که نتیجه تاثیر مواد بر دستگاه عصبی مرکزی هستند ( مثل ستیزه جویی ، بی ثباتی خلق ، تخریب شناختی ، اختلال قضاوت ، اختلال کارکرد اجتماعی یا شغلی ) و ضمن مصرف مواد به فاصله ای کوتاه پس از آن ظاهر می شوند.
پ ) علایم ناشی از یک بیماری طبی عمومی نبوده و یک اختلال روانی دیگر توجیه بهتری برای آنها نیست.
ملاک های DSM – IV – TR برای ترک مواد
الف ) پیدایش یک سندرم مختص ماده ای خاص در نتیجه قطع ( یاکاهش ) مصرف زیاد و طولانی یک ماده
ب ) سندرم مختص به ماده ناراحتی قابل ملاحظه بالینی ایجاد کرده یا موجب تخریب عملکرد اجتماعی ، شغلی یا سایر حوزه های مهم عملکرد می شود.
پ ) نشانه ها ناشی از یک بیماری طبی عمومی نبوده و براساس یک اختلال روانی دیگر قابل توجیه نیستند.
ملاک های تشخیصی DSM – IV – TR
برای سوء مصرف مواد
الف ) الگوی غیر انطباقی مصرف مواد که موجب ناراحتی یا تخریب قابل ملاحظه بالینی شده و با یک یا چند علامت از علایم زیر که در طول یک دوره ۱۲ ماهه روی می دهند تظاهر می کند:
مصرف مکرر مواد که منجر به ناتوانی دربرآوردن تعهدات عمده مربوط به نقش فرد در کار، مدرسه یا خانه می شود ( مانند غیبت های مکرر یا عملکرد ضعیف شغلی مربوط به مصرف ماده ، غیبت ، تعلیق یا اخراج از مدرسه به دلیل مصرف مواد ، مسامحه نسبت به فرزندان و خانه ).
مصرف مکرر مواد در موقعیت هایی که در آنها مصرف ماده از نظر فیزیکی خطرناک است (مثلا رانندگی یا کار با ماشین آلات تحت تاثیر مواد).
مشکلات قانونی تکراری مربوط به مواد ( مثلا دستگیری به دلیل رفتارهای نادرست مربوط به مصرف مواد ).
مصرف مداوم مواد علی رغم مشکلات پایدار یا عود کننده اجتماعی یا بین فردی که ناشی از تاثیرات ماده بوده یا بر اثر آن تشدید شده اند ( مانند مشاجره با همسر در مورد نتایج مسمومیت ، نزاع فیزیکی ) .
ب ) نشانه های فوق هیچگاه واجد ملاک های وابستگی به این خانواده از مواد نبوده اند.
ملاک های تشخیصی DSM – IV – TR
برای وابستگی به مواد
یک الگوی غیر انطباقی مصرف مواد که منجر به تخریب چشمگیر بالینی یا ناراحتی می شود و با سه مورد از موارد زیرتظاهر می کند که زمانی در یک دوره ۱۲ ماهه بروز می کند.
۱- تحمل(Tolerance) که به یکی از دو صورت زیر تعریف می شود:
نیاز به افزایش مقدار ماده برای رسیدن به مسمومیت یا تاثیر دلخواه
کاهش قابل ملاحظه اثرات ماده با مصرف مداوم مقادیر یکسانی از آن .
۲- حالت ترک(Withdrowal) که به یکی از دو شکل زیر تظاهر می کند:
سندرم ترک مشخص برای آن ماده ( به ملاک های الف و ب ترک مواد خاص رجوع کنید)
همان ماده ( یا ماده ای مشابه آن ) برای رفع یا جلوگیری از علایم ترک مصرف می شود.
۳- ماده غالبا به مقادیری بیشتر و برای دوره ای طولانی تر از آنچه مورد نظر است مصرف می شود.
۴- میل دائمی برای کاهش یا کنترل مصرف ماده وجود دارد و یا تلاش های ناموفقی در این زمینه صورت می گیرد.
۵- زمان زیادی در فعالیتهای لازم برای بدست آوردن ماده ( مثلا مراجعه به اطباء متعدد یا رانندگی های طولانی ) ، مصرف ماده ( مثلا تدخین پیاپی) یا رهایی از آثار ماده صرف می شود.
۶- فعالیتهای مهم اجتماعی ، شغلی و تفریحی بخاطر مصرف ماده کنار گذاشته می شود .
۷- ادامه مصرف مواد علی رغم آگاهی از مشکلات روانشناختی یا جسمانی مستمر یا عود کننده ای که احتمالا از مصرف ماده ناشی شده و یا در نتیجه آن تشدید می شوند ( مانند ادامه مصرف کوکائین علیرغم وجود افسردگی ناشی از کوکائین ، یا ادامه مصرف الکل علیرغم شناخت این موضوع که زخم گوارشی با ادامه مصرف آن شدت می یابد.)
دوستان در این وب در زمینه کلیه مسائل ومشکلات فرد وخانوادگی واجتماعی مقالاتی درج شده است .چنانچه مطلب ویا سئوالی داشتید در قسمت نظرات بیان نمایید.به امید اینکه بتوانم قسمتی از مشکلات شما را حل نمایم.