به آخرین باری که از کوره در رفتید فکر کنید ! چه چیزی باعث شد خونسردی خود را از دست بدهید ؟ خودتان را مقصر می دانید یا شخص دیگری را ؟ آیا تصورتان این است که دیگران اغلب با شما ناعادلانه برخورد می کنند ؟ چرا انسان ها نسبت به هم خشم می ورزند ؟ چه چیزی باعث می شود که آنها با قساوتی ددمنشانه با هم نوعان خود رفتار نمایند ؟

متفکران قرن هاست که با این پرسش ها کلنجار می روند و هر کدام ، پاسخ ها و تبیین های بعضا گوناگونی را مطرح ساخته اند . برآنیم تا در این مقاله چند نمونه از این تبیین ها را مورد بررسی قرار دهیم .
یک تبیین و احتمالا قدیمی ترین دیدگاه برای پرخاشگری ، این است که انسان ها به نوعی به وسیله ی طبیعت ذاتی خود برای خشونت "برنامه ریزی" شده اند ! برخی این دیدگاه را می پذیرند و برخی دیگر به هیچ وجه پرخاشگری انسان را ناشی از عوامل ذاتی و فطری نمی دانند ؛ ولی بسیاری از آنان این احتمال که عوامل ژنتیکی ممکن است به نوعی در پرخاشگری انسان نقش داشته باشد را می پذیرند.
بهتر است بحث خود را با یک اندیشه ی منطقی آغاز نمائیم : " انسان ها با مجموعه ی بزرگی از پاسخ های پرخاشگرانه ی ذخیره شده در خزانه ی رفتاری خود به دنیا نمی آیند ، بلکه آنرا از طریق تجربه یا مشاهده ی رفتار دیگران می آموزد . به صراحت می توان گفت : " ما شیوه های مختلف آسیب زدن به دیگران را یاد می گیریم ، درست به همان صورت که بسیاری از شکل های دیگر رفتار اجتماعی را می آموزیم . "