راه های تشخیص عشق و هوس

عشق یا هوس؟ سؤالی که قدمتی به اندازه خود عشق دارد و همیشه یکی از دغدغه‌های فکری افراد بوده ‌است؛ مثلا اینکه وقتی کسی به ما ابراز عشق می‌کند آیا واقعا دوستمان داردیا تنها از سر هوس و تمایلی که به جنس مخالف دارد از کنار ما بودن لذت می‌‌برد؟

 

احتمالا شما هم زیاد شنیده‌اید که دو نفر با عشق ازدواج کرده‌اند اما بعد از مدت کوتاهی کارشان به طلاق کشیده ‌است و هرچه محبت داشته‌اند زیر پا له کرده‌اند؛ اما اشتباه نکنید عشق نمی‌تواند به این  سرعت و تنها  در یک مدت کوتاه از بین برود.

ادامه نوشته

عمر واقعی عشق چقدر است؟

14-625.jpg

محققان دانشگاه کالیفرنیا در پژوهش جدید خود دریافته‌اند که برخلاف تصور پیشین، عشق می‌تواند دوام زیادی داشته باشد.

به گزارش ایسنا، محققان مغز 17 داوطلب را که بیشتر آنها در دهه 50 سالگی قرار داشته و بطور میانگین حدود 21 سال بود که ازدواج کرده بودند، در زمان مشاهده تصویر همسرانشان اسکن کردند.

نتایج به دست آمده کاملا متفاوت با نظر روانشناسانی بوده که به گفته آنها، احساس عشق شدید تنها حدود 18 ماه و در بهترین حالت سه سال طول خواهد کشید.

محققان دریافتند که مغز زنان و مردان عشاق میانسال همان فعالیتی را نشان داده که مغز عشاق جوان با تجربه هفت ماه ارتباط نشان می‌دادند.

اگرچه تنها یک تفاوت میان این دو گروه وجود داشت. در میان عاشقان میانسال، مناطق مغزی مرتبط با اضطراب دیگر فعال نبوده بلکه مناطق مرتبط با آرامش از بیشترین فعالیت برخوردار بودند.

گفته می‌شود که ازدواجهای شاد بر اساس ارتباط خوب، ارزشهای مشترک، حمایت محکم از اقوام و دوستان، شادی، کودکی باثبات، گفت‌و‌گوهای منصفانه و اراده سخت و ...هستند.

این در حالیست که دکتر مارسل زنتر از دانشگاه ژنو در بررسی 470 مطالعه انجام شده در مورد سازگاری دریافت که هیچ ترکیب خاصی از صفات شخصی وجود نداشته که منجر به قرار گرفتن فرد در یک رابطه عاشقانه پایدار شود بجز یک استثنا که آن قابلیت حفظ تصورات مثبت است.

۱۱ اثر منفی که روابط عاشقانه می‌تواند بر سلامتی‌تان بگذارد

آیا وضعیت رابطه احساسی شما می‌تواند بر سلامت عمومی‌تان تاثیر داشته باشد؟ کمی پیچیده است. تحقیقات نشان می‌دهد که یک شریک زندگی قوی می‌تواند به ما کمک کند دربرابر بیماری‌های مقاومت کنیم، عادت‌های سالم‌تری را برای زندگی انتخاب کنیم و یا حتی طولانی‌تر زندگی کنیم. از طرف دیگر، روابط سخت و پرمشکل استرس را وارد زندگی‌مان می‌کنند و سیستم ایمنی بدنمان را ضعیف می‌کنند.

خواه رفتارهایی باشد که در مقابل هم نشان می‌دهیم،خواه عادت‌هایی که به همدیگر منتقل می‌کنیم، عوامل مختلفی از رابطه‌مان می‌تواند بر سلامت ما اثر داشه باشد. بنابراین اگر شما هم ازدواج کرده‌اید یا در یک رابطه جدی هستید، دقت کنید که پیوند عاشقانه شما به این ۱۱ طریق ممکن است بر جسم و فکرتان اثر بگذارد.

ادامه نوشته

از کجا بفهمیم عاشق شدیم؟

وقتی به او فکر می‏کنم، قلبم می‏زند. دست و پایم را گم می‏کنم، تمام حواسم پیش اوست...

آیا این عشق است، یعنی عاشق شده‏ ام؟ همیشه به او فکر می‏کنم، می‎خواهم همه جا حضور داشته باشد، اگر نباشد دلتنگ می‏شوم، وقتی می‏خندد خوشحالم و وقتی گریه می‏کند، ناراحت می‏شوم، همانی را می‏خواهم که او می‏خواهد. به طور حتم این عشق است.

آیا واقعا عاشقی؟
برخی نشانه‏ها می‏تواند به شما اثبات کند که عاشق طرف مقابل هستید و او هم به همان اندازه شما را دوست دارد.

1 - به سمت هم کشیده می‏شوید

یکی از نشانه‏های عشاق این است که از کنار هم بودن احساس غرور می‏کنند و همدیگر را در مقابل دیگران به‏گونه‏ای توصیف می‏کنند که انگار برترین هستند. در مقابل افرادی که همدیگر را دوست دارند اما عاشق واقعی نیستند، عیوب همدیگر را بیشتر از خوبی‏های هم می‏بینند و هر یک در رابطه احساس حقارت می‏کنند.

2 - با هم خوش می‏گذرانید
وقتی عاشقید حضور طرف مقابل لذت‏بخش است و در عین داشتن اضطراب، فرد عاشق احساس لذت می‏کند و این در واقع همان تقابل عقل و احساس است. وقتی با فردی قراری عاشقانه دارید، اما احساس افسردگی خستگی و سردرگمی می‏کنید یعنی یا شما عاشق نیستید یا طرف مقابلتان.

ادامه نوشته

چرا روابط عاشقانه خوب پیش نمی‌رود؟

آدم‌های زیادی را هر روز می‌بینید که به شکل‌های مختلف می‌گویند نمی‌دانند چرا رابطه‌شان خوب پیش نمی‌رود. وقتی ابتدای رابطه همه چیز عالی و ایدآل به نظر می‌رسد، درک این وضعیت سخت‌تر می‌شود. ممکن است شکست در رابطه را درونمان بریزیم و مشکل اصلی را فراموش کنیم و به همین علت آن اشتباهات را دوباره در روابط جدیدمان تکرار کنیم و بعد متعجب باشیم که چرا باز رابطه‌مان دچار مشکل شده است.

روابط چیزهای زیادی درمورد خودمان به ما یاد می‌دهند و ما یک درس را آنقدر تکرار میکنیم تا یاد بگیریم چه باید بکنیم. همیشه کسانی هستند که برای شما مناسب‌اند به همین دلیل نباید با شکست خوردن یک رابطه، خودتان یا زندگیتان را تمام‌شده بدانید.اگر بتوانید بفهمید که چرا رابطه‌تان خوب پیش نرفته است، می‌توانید بعضی از علت‌های آن را در روابط آینده‌تان کمتر کنید.

ادامه نوشته

چطور می توان از آینده یک رابطه باخبر شد؟


 

برای اینکه بدانید رابطه تان تا چه حد در معرض خطر است، با علایم خطر آشنا شوید: روابطی که احتمال شکست در آنها بیشتر از 50 درصد است.


این سوالی است که ذهن خیلی از ما را به خود مشغول کرده است. از کجا باید بفهمیم که آیا این رابطه هم مثل خیلی از روابط دیگر که شروع خوبی داشته اند اما در نهایت منجر به شکست شدند، به جدایی ختم می شود یا نه؟


شاید یکی از آرزوهای بزرگ هرکس در آستانه انتخاب همسر و ازدواج این باشد که پیشگو یا فالگیری را پیدا کند که بتواند آینده ازدواجش را پیشگویی کنید. برای اینکه بدانید رابطه تان تا چه حد در معرض خطر است، با علایم خطر آشنا شوید: روابطی که احتمال شکست در آنها بیشتر از 50 درصد است
.

1- رابطه ای که در آن عشق یک طرفه است

حتما شنیده اید که می گویند «عشق یک سره باعث دردسره!» اگر میزان علاقه و انرژی ای که شما برای رابطه تان می گذارید به طرز چشمگیر و احتمالا آزاردهنده ای بیشتر از طرف مقابل است (یا برعکس)، امکان اینکه در رابطه تان دچار ناکامی شوید زیاد است.


تحقیقات روان شناسان اجتماعی نشان داده است که رابطه ای که حالت متعادل دارد و دو طرف تقریبا به یک اندازه به آن علاقه دارند و سرمایه گذاری (مادی و معنوی) نسبتا یکسانی در رابطه شان می کنند دوام بیشتری دارد.


روابطی که در آن زن و مرد با هم تناسب کافی ندارند (یکی از آنها از هر جهت موقعیت بسیار بالاتری نسبت به دیگری دارد) در حالت عدم تعادل قرار دارند و آینده خوبی برایشان پیش بینی نمی شود.


2- رابطه ای که در آن یکی از طرفین یا هر دو تغییر زیادی کرده اند

اگر شما یا طرف مقابلتان به خاطر دیگری تغییری اساسی در زندگی یا شخصیت خود ایجاد کرده باشید، چه از روی اجبار و چه از روی علاقه بیش از حد و برای از دست ندادن طرف مقابل، بسیار محتمل است که دیر یا زود مثل فنر سر جای خودتان برگردید و رابطه را مختل کنید.

ادامه نوشته

چگونه بفهمم مرد مورد علاقه ام من را دوست دارد؟

جمله عاشقانه بلد نیستند و بعد از بحث به‌جای عذرخواهی می‌خواهند با عادی رفتار کردن، موضوع را به فراموشی بسپارند. اگر شما هم یکی از زن‌هایی هستید که زیر یک سقف با چنین مردی زندگی می‌کند،‌ قبل از قضاوت کردن با این 10 نشانه‌مردانه ابراز عشق آشنا شوید.

«او نمی‌گوید دوستت دارم! اصلا شاید دوستم ندارد. شاید تنها به زندگی با من عادت کرده و اگر هر زن دیگری هم جای من بود، با او همین رفتار را می‌داشت. شاید در جوانی‌اش یک شکست عشقی عمیق خورده و دیگر نمی‌تواند مرا دوست داشته باشد. شاید به اصرار خانواده‌اش به این ازدواج تن داده و دلش می‌خواهد دوباره به روزهای مجردی‌اش برگردد. شاید...»

اینها حرف‌هایی است که بسیاری از زن‌های ایرانی در دل دارند. زن‌هایی که همسران‌شان میان سنت و مدرنیته گیر افتاده‌اند و با وجود تمام عشق و احترامی که برای آنها قائل هستند، از عهده گفتن یک جمله ساده برنمی‌آیند: «دوستت دارم!» این مردها میانه‌ای با گل و هدیه ندارند، جمله عاشقانه بلد نیستند و بعد از بحث به‌جای عذرخواهی می‌خواهند با عادی رفتار کردن، موضوع را به فراموشی بسپارند. اگر شما هم یکی از زن‌هایی هستید که زیر یک سقف با چنین مردی زندگی می‌کند،‌ بهتر است قبل از قضاوت کردن با این 10 نشانه‌مردانه ابراز عشق آشنا شوید.
ادامه نوشته

رمز موفقیت در یک رابطه عاشقانه

در روابط عاشقانه، مثل سایر روابط، چیزهای کوچک و جزئی هستند که اهمیت دارند. همانطور که به زبان آوردن یک کلمه نادرست یا یک نگاه ناجور می‌تواند یک زوج را هفته‌ها به قهر بکشاند، رفتارهای جزئی و کم‌اهمیت هم باعث موفقیت و دوام یک رابطه می‌شوند. یک هدیه کوچک، یک تحسین غیرمنتظره و یک لحظه تماس جسمی می‌تواند یک رابطه را مستحکم‌تر کند.
به اعتقاد روانشناسان، این ابراز علاقه‌ها و محبت‌ها خیلی بیشتر از گوش دادن فعال و اعتماد در رابطه اهمیت دارند. تحقیقات مختلف 10 رمز موفقیت شاد، راضی و خوشبخت نگه داشتن زوج‌ها را معرفی کرده است.
 
1. به همسرتان بگویید دوستش دارید.
بااینکه درست است که عمل کردن بهتر از حرف زدن است اما گاهی‌اوقات کلمات و حرف‌ها تاثیر به‌مراتب بیشتر نسبت به اعمال دارند. هرازگاهی احساساتتان را به صورت کلامی نشان دهید. یک "دوستت دارم" ساده می‌تواند احساسی عالی در همسرتان ایجاد کند و باعث می‌شود او احساس دوست‌ داشته شدن و امنیت کند.
ادامه نوشته

دلایل علمی عاشق شدن

http://iranfarsgroup.mihanblog.com

"داشتن احساس قدرشناسی و ابراز نکردن آن مثل کادو کردن یک هدیه و تقدیم نکردن آن می‌ماند." ��" ویلیام آرتور وارد (William Arthur Ward)
 


در دنیای پرمشغله امروز خیلی راحت می‌شود در هیاهوی رقابت‌ها گم شد و چیزهایی در زندگیمان که باید قدردان آنها باشیم را نادیده گرفت.
 


 

ادامه نوشته

راه های موثر برای کنار آمدن با غم و اندوه

تا حالا نشده کسی برای کنار آمدن با شادی و خوشبختی مشکل داشته باشد. وقتی شادی و لذت وارد زندگی ما می شود، ما آزادانه آن را تجربه می کنیم، اما وقتی غصه و ناراحتی به سراغمان بیاید، معمولاً با آن مبارزه می کنیم.
ناراحتی و غم و اندوه بخشی طبیعی از زندگی همه مردم است. این ناراحتی ها چه به خاطر یک فقدان مهم در زندگی مثل مرگ یکی از عزیزان، ایجاد شده باشد چه به خاطر شکست های کوچک و بی اهمیت روزانه، می توانیم یاد بگیریم که چطور راحت تر با آنها زندگی کنیم.
ما نه تنها می توانیم راحتی بیشتری به این گونه احساسات پیدا کنیم، برای سلامتی و تندرستی ما هم لازم است که به طریقی سالم با آنها برخورد کنیم.
خطر برخورد نامناسب با احساسات زمانی برای من آشکار شد که یکی از همسایگان همسر بیمارش را از دست داد. وقتی من می خواستم با او ابراز همدردی کنم، او فوراً انکار کرد که احساسی به این مسئله دارد. طی یک هفته، او همه وسائل و متعلقات مربوط به همسرش را بیرون ریخت و هر چیز مربوط به بیماری و مرگ او.
جای تعجب نبود که وضعیت سلامتی او از آن موقع روز به روز بدتر شد. ابتدا هیج دلیل برای علائم بیماری او پیدا نشد، اما با گذشت زمان، مشکلات جدی جسمی در او ایجاد شد (که همه آنها مشکلات ناشی از استرس بودند).
البته، این یک نمونه بسیار حاد است اما به خوبی می توان اهمیت برخورد صحیح با مشکلات و ناراحتی ها را در آن مشاهده کرد. خیلی خوب است که ببینید چطور با اینگونه احساسات کنار آیید و مهارت های جدیدی یاد بگیرید.
در این مقاله قصد داریم به نحوه برخورد با ناراحتی های زندگی بپردازیم.
ادامه نوشته

چرا خانمها مانند آقایان، سریع عاشق نمی‌شوند

مردها رمانتیک هستند
مردها عاشق ‌پیشه اند و بسیار سریعتر از خانم‌ها که برای انتخاب همسر خود ملاحظات عملی دارند، عاشق می‌شود.
آیا می‌توانم روی این مرد حساب کنم؟
خانم‌ها در طرف‌مقابل خود به دنبال ویژگی‌ها و خصوصیات دراز مدت هستند. آنها برخلاف آقایان، اجازه می‌دهند مغزشان کنترل قلبشان را به دست گیرد. خانم‌ها در ارزیابی مرد جدیدی که وارد زندگیشان می‌شود، در طلب عشق هستند اما همیشه پشت ذهنشان سوالی مدام از آنها می‌پرسد که آیا می‌توانند روی این مرد حساب کنند.
ادامه نوشته

قطع رابطه عاطفی

1) هیچ وقت به رابطه ای که برهم خورده است به چشم یک شکست در زندگی نگاه نکنید. شکست به این معنی نیست که کار برای شما تمام شده، شکست یعنی شما یک فرصت دیگر دارید. شکست به این معنی نیست که خدا شما را فراموش کرده، شکست یعنی خدا فکر بهتری برای شما دارد. همیشه شکست های گذشته یا کنونی است که شما را به سمت موفقیتی که همیشه آرزویش را داشتید، راهنمایی میکند.
2) روی تان را از گذشته بگردانید و به سمت آینده نگاه کنید. آینده خودتان. گذشته شما برابر با آینده تان نیست. گاهی اوقات بعد از جدایی در یک رابطه ما هنوز در گذشته مان زندگی می کنیم، و افکار مان همه و همه خرج آن فردی می شود که دیگر از او جدا شده ایم. شما زمانی بهبودی پیدا می کنید که شروع به فکر کردن یا نوشتن در مورد چیزی که از زندگی می خواهید کنید.

ادامه نوشته

عشق و حسادت

حس حسادت، اگر به ندرت و بسته به موقعيت‌هاي خاص به سراغ ما بيايد، حسي طبيعي است و مي‌تواند در يک رابطه، مثبت هم واقع شود.اما اگر حسادت شديد و نامعقول شود به مخرب‌ترين عوامل براي رابطه دوستانه و عاشقانه تبديل مي‌شود...

حسادت گاهي عشق را از بين مي‌برد


گاهي اوقات احساسات حسادت‌آميز مي‌توانند از حد و اندازه خارج شوند. براي مثال هنگامي که مردي به خاطر صحبت همسرش با يک دوست قديمي يا به خاطر اينکه با يکي از اعضاي خانواده به گرمي احوال‌پرسي مي‌کند، صحنه ناگواري ايجاد مي‌کند يا زني به خاطر اينکه متوجه مي‌شود رييس همسرش هم زن است دچار حمله جنون‌آميز حسادت مي‌شود، همان زماني است که کنترل اين حس از توان شخص خارج شده است. چنين واکنش‌هايي مي‌تواند آسيب سختي بر رابطه وارد کرده و موجب شود که هر دو نفر در تمام مدت احساس بي‌ثباتي کرده و مدام در حال نگراني و احتياط باشند تا مبادا حس حسادت ديگري را تحريک کنند. شخص حسود نيز که معمولا از مشکل خود باخبر است، دايما در ميان دو حس مقصر دانستن خود و توجيه رفتارش سرگردان است.

چگونه بر حسادت غلبه کنيم؟
چيره شدن بر حسادت به صبر و بردباري و کوشش فراوان نياز دارد. اگر حس مي‌کنيد حسادت شما در مشکلات دوران کودکي‌تان ريشه دارد، مي‌توانيد از مشاوره بسيار سود ببريد. اگر قبل از اين در رابطه‌اي به شما خيانت شده است، بايد ابتدا با اين موضوع کنار بياييد. در اينجا به مواردي که مي‌تواند مفيد باشد، اشاره مي‌کنيم:

شرايط و احساسات موجود را با واقع‌بيني بررسي کنيد.


ادامه نوشته

چگونه جلوی رفتن همسرتان را بگیرید!!

فکر می کردی همه چیز مرتب است، زندگی ات مثل خیلی از زندگی های دیگر برای خودش مشکلاتی داشت اما خب! عشق همچنان سوسوی کم نور اما پرقوتش را داشت، حداقل تو این طور تصور می کردی تا این که یک روز همسرت، کاملا روشنفکرانه درحالی که ریموت کنترل را در دست هایش مثل یک هفت تیر می چرخاند و مدام کانال های تلویزیون را تغییر می داد، گفت: «می دونی چیه؟ این روزها احساس می کنم خیلی با هم غریبه شدیم.

باور کن خیلی تلاش کردم تا این حس را از بین ببرم اما نشد! باور کن تلاش کردم!» حباب های بادکنکی یک عشق جاودانه با این حرف ها بالای سرت می ترکد و یک عصر بارانی که همه جزئیاتش خوب در ذهنت مانده تنها عشق زندگی ات، با گفتن این جمله همه چیز را به آخر می رساند:« ما دیگه به درد هم نمی خوریم.» درست به سادگی تغییر دادن یک کانال! کسی که همه زندگی ات بوده محو می شود.

● اشتباهاتی که بعد از جدایی انجام می دهی

این جملات شما را یاد چه می اندازد؟ «من بدون تو نمی توانم زندگی کنم»، «من واقعا به تو علاقه دارم»، «خواهش می کنم ترکم نکن»، «من عاشقت هستم» این التماس ها و خواهش هایی از سر نیازمندی نه تنها دل شریکت را به رحم نمی آورد بلکه او را از شما دورتر می کند چون هیچ انسانی نمی تواند عاشق و دلباخته یک فرد نیازمند و ضعیف شود و مهم تر از همه هیچ مرد یا زنی تا به حال از روی تاسف و دلسوزی به سمت شریک شان برنگشته اند. متاسفیم اما ابراز علاقه ات هیچ تاثیری در بازگشت شریکت ندارد.

ادامه نوشته

عشق

در مطالعه‌ای که درباره «نگرش به ازدواج» به عمل آمده است، مردم عشق را پدیده‌ای مرموز، اسرارآمیز، عرفانی و بادوام توصیف کرده‌اند. در طول تاریخ، شاعران، نویسندگان، هنرمندان، فیلسوفان و دانشمندان تلاش کرده‌اند که مفهوم واقعی عشق را دریابند. البته روان‌شناسان هم به نوبه خود نظریه‌هایی برای تشریح طبیعت عشق ارائه نموده‌اند، امّا باید توجه داشت که هر فرد، تفسیر و تعبیر خاص خودش را در این زمینه دارد.

در این مقاله با چهار نظریه معروف که برای توضیح و توصیف دوست داشتن، عشق و دلبستگی عاطفی ارائه شده آشنا می‌شویم.

1- دوست داشتن در مقابل عشق (نظریه رابین)
زیک رابین، روان‌شناس، عشق را متشکل از سه عنصر می‌داند:
* دلبستگی- شرط محبت کردن و بودن با فردی دیگر.
* محبت- ارزش‌گذاری نیازها و خوشی‌های دیگران به قدر نیازها و خوشی‌های خود.
* تعلّق- به اشتراک گذاشتن افکار، احساسات و تمایلات خصوصی خود با فردی دیگر.

ادامه نوشته

عشق پاک

عشقحالتي است كه گرايش به تركيب دارد؛ گرايشي كه «من» را به سوي «ما» رهنمون مي سازد؛ بنابراين، عشق رويكردي است به سوي رشد         

 نوجواني كه به خانواده، قبيله و يا مليت خويش عشق مي ورزد، در حقيقت «خود» را از زندان فرديت رهايي مي بخشد و از طريق پناه بردن به تواناييها، زيبائيها، و ريشه هاي پايدار، سعي دارد خويش را كامل سازد و بدين ترتيب خود را از غم و تهديد ناتوانيها، زشتيها و ناپايداريها، مصون احساس مي ك

ادامه نوشته

با شکست عشقی و تلخی برهم خوردن رابطه چگونه کنار بیاییم؟

 
تقریباً همه ما یکبار درد برهم خوردن یک رابطه عاشقانه را در یک نقطه از زندگی تجربه کرده ایم. خیلی از افراد مجبورند که طی دوره دانشگاه با اولین شکست عشقی خود کنار بیایند. درک سختی و دردناک بودن برهم خوردن یک رابطه مهم مقدور نیست مگر اینکه خودتان هم شخصاً آنرا تجربه کنید.
احساس غم و ناامیدی شدید واکنشی متداول به این اتفاق در زندگی است. تحقیقات روانشناسی نشان میدهد که واکنش احساسی به برهم خوردن یک رابطه عشقی بسیار شبیه به واکنش به فقدان های بسیار بزرگتر و غم انگیزتر مثل مرگ یکی از عزیزان یا تشخیص یک بیماری خطرناک می باشد. در زیر به واکنش های احساسی متداول به برهم خوردن یک رابطه عاشقانه اشاره می کنیم:
ادامه نوشته

چرا آقایون ناگهان خانمی که عاشقش هستند را ترک میکنند؟

چرا باید آقایون رابطه ای عاشقانه را برهم بزنند؟ در زیر به سه دلیل اصلی آن اشاره می کنیم

شما رابطه ای فوق العاده با مردی که عاشقتان است دارید. همه چیز خوب است اما یکدفعه اتفاق بدی می افتد: او می گوید که چندان از زندگیش راضی نیست و بعد ناگهان شما را ترک می کند.

ادامه نوشته

عشق افراطی و اعتیاد به عشق

 


هنگامی که عشق از یک عامل رشد دهنده و سازنده خود خارج شـده و جنبه اعتیاد به خود میگیرد بسیار آزار دهنده و مخرب می گـردد.

اعتیاد به عشق یک دلبستگی ناسالم (خودآگاه و یا ناخوداگاه) به شخص، رابـطـه و یا خود عشق اطلاق میگردد. اعتیاد به عشــق انواع گوناگونی داشته که یکایک به آنها میپردازیم:

۱) اعتیاد به عشق هم وابسته

ایـن نـوع اعـتـیـاد متداولترین نوع اعتیاد به عشق میباشد. خـصـوصیـات افـراد مـعـتـاد هــم وابسته به شرح زیر است: فرد معتاد به عشق، زمان، تـوجه و ارزش مفـرطـی بـرای فردی کـه به وی اعتیاد دارد اختصاص میدهد. به خود بی توجه بوده و برای خودش ارزشی قائل نمیباشد. قادر به تحمل همه چیز میباشد غیر از ترک شدگی و تنهایی. دارای اعتماد بنفس پـایـیـن اسـت. در تـعیین هویت خـویـش، دفـاع از خـویش و مراقبت از خویش دچار مشکل میباشد. با آنکه محتـاج یـک رابـطـه صمـیـمانـه اسـت امـا به طـور نـاخودآگاه قادر به تحمل صمیمیت و نزدیکی نمیباشد. با کنترل منفی قصد کنترل رابطه را دارد: به شریک خود میگـویـد چگونه باید رفتار کند تا رضایت وی را تامین کند و یا بالعکس. رابطه یک جانبه میباشد.

ادامه نوشته

اعتياد به عشق

کسانيکه به نوعي معتاد عشق مي شوند تمام لحظه هاي زندگي خود را با نااميدي و ترس سپري مي کنند. همواره با ناکامي، هراس از عدم پذيرش ، دردهاي احساسي، و تجربيات ناآشنا و غير ملموس همراه هستند. اين افراد به توانايي هاي فردي خود اعتقاد ندارند و احساس ميکنند که هيچ گاه نمي توانند از طرف مقابل عشقي که درخورشان باشد را در حد مطلوب دريافت نمايند. آنها همچنان مي نشينند و منتظر عشق مي مانند و متاسفانه کمتر اتفاق مي افتد که در زندگي خود عشق حقيقي را تجربه کنند.


 

اعتياد به سکس نيز مانند ساير عادات وسواسي پي آمد هاي خاص خود را به همراه دارد: يک ناهنجاري مخرب که آثار منفي آن بر روي کليه عملکردهاي نرمال زندگي سايه مي افکند و انگيزه و اراده فرد را به طور کامل نابود مي سازد.


 

معتادان به سکس توانايي کنترل و يا به تعويق انداختن احساسات و رفتارهاي جنسي خود را از دست مي دهند. در اين افراد نياز به رضايت جنسي جاي نياز به صميمت را مي گيرد و شهوت اولويت اول را به خود اختصاص داده و ساير ارکان مهم زندگي نظير ارتباطات خانوادگي، فاميلي و دوستانه، مسائل شغلي و به تدريج سلامت فردي و ايمني شخصي به کلي اهميت خود را از دست مي دهد.


ادامه نوشته

اعتیاد به روابط عاطفی (اعتیاد به عشق) چیست؟

 

اعتیاد به روابط عاطفی، برخلاف نام ملایمش، می تواند از جمله مخربترین و مضرترین اشکال اعتیاد باشد.
متاسفانه اکثر ارتباطهای عشقی که فیلم ها و رمانهای عشقی، به تصویر می کشند، از نوع همین روابط مخرب هستند. همچنین در فرهنگ ایرانی و فارسی، به دلیل ذهنیت غالب و رایج درباره مختصات عشق در اشعار عاشقانه عرفا و شاعران ایران زمین، که در آن عاشق فدا و فنا در راه معشوق می شود، همه زندگی اش مختل شده و وجودش جز در معشوق و محبوب معنایی نمی یابد، اعتیاد به روابط عاطفی، تشخیص داده نمی شود و بلکه اسفبارتر از آن، چنین مشکلی جدی، ارزشمند تلقی شده و توسط خود فرد بیمار و اطرافیان، از آن تعبیر به عشق شده، بدان ارزش و بهای بسیاری داده می شود.

در این نوشته سعی بر این داریم که به طور خلاصه، ضمن شرح این اعتیاد، نشانه های فرد معتاد به روابط عاطفی را برشمریم.

 

با توجه به نیاز طبیعی و فطری انسان به روابط اجتماعی و عاطفی، گاهی تشخیص موارد اعتیاد به روابط احساسی و عاشقانه مشکل به نظر می رسد. درحالیکه افراد معتاد به روابط عاشقانه ( relationship addiction or co-dependency)، درگیر روابطی می شوند که از نظر روانشناختی سالم نمی باشند و برای فرد شادی و رشد در بر نداشته و در نهایت موجب آزار و زیان وی می گردند.

در حالت کلی، تقریبا در همه انواع اعتیاد، فرد معتاد، عادت به فرار کردن از احساسات غم و غصه، خشم و تنهایی دارند. معتادین به روابط عاطفی نیز از این قاعده مستثنی نبوده و در واقع، آنها بر روابط عاطفی تمرکز می کنند تا از پرداختن به مشکلات زندگی خودشان بگریزند. این افراد، توجه بسیار زیادی به فعالیت های زوج عاطفی شان معطوف داشته و هرچه بیشتر این تمرکز بیشتر می شود، کنترل و تمرکز آنان بر زندگی خود، احساسات و نیازهایشان کمتر می گردد. در واقع برای این افراد، مرزهای شخصی در تعریف مرز هویت و شخصیت خودشان و شریک عاطفی شان، مشخص نمی باشد.

معمولا افرادی که در کودکی، از مهربانی و مهر کافی بهره مند نبوده اند، در دام اعتیاد به روابط عاطفی گرفتار می آیند. متخصصین بر این باورند که خود کم بینی و خود کم ارزش گزاری موجود در افرادی که در کودکی مهر و محبت کافی دریافت نکرده اند، آنها را در بزرگی به وابستگی شدید و اعتیاد عاطفی سوق خواهد داد. بسیاری از این افراد، در کودکی تنها گذاشته شده یا رها شده اند و به همین دلیل، با هرچه که دارند و تمام نیروی ممکن، به روابط عاطفی خود "می چسبند" تا از ترک شدن دوباره جلوگیری نمایند. این افراد گاهی، در روابط عاطفی بسیار مخرب درگیر می شوند، لیکن به جهت ترس از ترک شدن و تنها شدن، از تمام کردن رابطه مضر، دوری می گزینند. در واقع مسکن این افراد به جای الکل، مواد مخدر یا داروها، ارتباط عاطفی با فردی دیگر است.

لیست زیر، مواردی از نشانه های افراد معتاد به روابط عاطفی را خلاصه می کند:

- این افراد تنها در صورت اینکه توسط افراد دیگر دوست داشته شوند و تایید شوند، احساس خوبی نسبت به خودشان دارند.
- تمرکز، توجه، توانایی حل مشکلات در این افراد، معطوف به برطرف کردن درد و رنج و مشکلات طرف مقابل می شود، به جای اینکه به حل مشکلات خود بپردازند.
- این افراد معمولا سعی بر "کنترل" طرف مقابل می نمایند.
- آنها تفریحات و سرگمی های خود را فدای تفریحات و سرگرمی های دیگران می کنند.
- افراد معتاد به روابط عاطفی، معمولا احساس افراد دیگر را بسیار بهتر از احساس خود درک کرده و با آن ارتباط برقرار می کنند. به عبارتی آنها از تشخیص احساس و نیاز خود ناتوان می مانند.
- آرزوهای آینده برای این افراد، معمولا آرزوهای شخصی خودشان نیست و وابسته به آرزو و هدف دیگران است.
- این افراد معمولا در بیان عقاید و آرزوها و تمایلاتشان، صادق نیستند. در واقع ترس از طرد شدن یا خشم طرف مقابل، مانع از این می شود که آنها احساساتشان را دریابند و اظهار دارند.
- کیفیت زندگی این افراد، بستگی تام با کیفیت زندگی شریک عاطفی شان دارد.
- با تمام شدن یک ارتباط عاطفی، بلافاصله به رابطه عاطفی دیگری وارد می شوند.
- این افراد گاهی در ارتباطی ناخوشایند و آزاردهنده، برای مدت طولانی می مانند و ارتباط را ادامه می دهند.
- معمولا تعریف اهداف و آرزوهایشان را بسیار سخت می یابند.
- چنانچه زمانی را دور از شریک عاطفی شان سپری سازند، دچار احساس گناه می شوند.
- بدون شریک عاطفی شان، بودن در اجتماع و دوست یابی و صحبت در مهمانی ها و ... برایشان سخت می گردد.
- این افراد در دوران رشد، معمولا احساس تنها بودن و دور بودن از پدر و مادر و خانواده داشته اند.
- آنها قرابت و نزدیکی عاطفی  (intimacy)را با شدت در رابطه عاطفی(intensity)  اشتباه می گیرند.
- از اعتماد کردن به دیگران در روابط عاطفی هراس دارند.
- دچار درد و خشم پنهانی هستند که معمولا ریشه در ندیدن محبت کافی در کودکی دارد.
- رابطه عاطفی، جذابیت ظاهری، بستگی عاطفی و رابطه جنسی را از نیازهای اولیه انسان (مانند غذا و آب) می بینند.
- بدون رابطه عاطفی، احساس بی ارزشی می کنند.
- احساس می کنند، تنها یک رابطه عاطفی است که می تواند آنها را کامل نماید.
- نیاز شدیدی به کنترل شرایط و دیگران حس می کنند.
- گاهی دچار انواع دیگر وسواس و اعتیادها نیز می باشند.
- در هنگام بروز مشکلات، نیاز بسیار شدیدی به روابط عاطفی (یا جنسی) حس می کنند. و از این ابزارها برای تسکین آلام عاطفی خود بهره می جویند.
- آنها ناتوان از ایجاد تمایز بین جذابیت ظاهری و عشق هستند. و به همین دلیل اغلب درگیر عاشقی با نگاه اول می گردند.
- گاهی دچار زندگی دوگانه می شوند.
- از پذیرفتن حضور مشکلات، سرباز می زنند.
- آنچه را می خواهند، به "نیاز" تعبیر می کنند.
- تمایل برای امتیازگذاری برای کارهایی که برای شریک عاطفی کرده اند، نشان داده و ناتوان از دادن بدون انتطار هستند.
- در روابط عاطفی، سعی می کنند همرنگ شریک عاطفی خود شده و زندگی و علایق خود را هماهنگ با وی نمایند.
- معمولا ترس زیادی از رشد شریک عاطفی خود نشان می دهند و آن را تهدیدی برای رابطه شان می بینند.

تعداد زیادی از معتادین به روابط عاطفی، در آن واحد با چند نفر رابطه عاطفی برقرار می کنند تا از ریسک تنها گذاشته شدن بپرهیزند. در بیشتر مواقع، این افراد، قبل از آنکه زمان کافی برای شناخت طرف مقابل صرف کنند، بستگی شدید عاطفی (و حتی جنسی) به وی پیدا می کنند. این افراد در عین تلاش همه جانبه شان برای داشتن رابطه عاطفی، معمولا تنها بوده و حتی به دلیل زیاده روی در تمرکز به شریک عاطفی، دچار مشکلاتی قابل توجه از نظر شغلی، خانوادگی و دوستان می گردند. همچنین از منظر اجتماعی، بسیاری از جرمهای احساسی (crimes of passion) مانند خودکشی، قتل، تجاوز و ...، ریشه در این اعتیاد دارند.

لازم به ذکر است، چنانچه این اعتیاد شناسایی شود، روند دوازده مرحله ای C.O.D.A توسط روانشناس حاذق انجام می شود و این اعتیاد بهبود می یابد.

عوامل بروز عشق

اغلب عشق حالتی انفعالی در نظر گرفته می‌شود که عارض می‌گردد یا از دنیایی ناشناخته فرا می‌رسد و بر آدمی مستولی می‌شود. امّا عشق هم مانند بسیاری از پدیده‌ها نیاز به وجود عوامل و شرایط خاصی دارد تا به وجود آید.مثلاً برای بروز عشق یا عاشق شدن وجود آمادگی قبلی ضرورت دارد. یک فرد در هر شرایط و هر زمانی آمادگی عاشق شدن را ندارد. در حقیقت برای عاشقی سه شرط عمده باید وجود داشته باشد.

1-برانگیختگی احساس یا عاطفی: (emotional arousal) فرد باید در یک حالت برانگیختگی احساسی باشد یا عاملی این برانگیختگی را به وجود بیاورد تا بتواند عاشق شود. این برانگیختگی باید از شدت بالا برخوردار باشد. همه ما از دیدن یک منظره زیبا به هیجان می‌آییم اما تنها یک نقاش است که براثر تماشای آن منظره ممکن است چنان دچار برانگیختگی احساسی شود که تاثیر آن را به صورت یک شاهکار نقاشی منعکس کند. اصولاً شدت یک تجربه احساسی بستگی به میزان برانگیختگی فیزیولوژیک آن دارد.

هر اندازه برانگیختگی بالاتر باشد شدت آن تجربه احساسی بیشتر است. البته تعبیر این تجربه هم جای خود را دارد. یک تجربه واحد می‌تواند باتعبیرهای متفاوت احساسات گوناگونی را برانگیزد. مثلاً اگر یک سگ وارد اطاق انتظار یک پزشک شود. یک نفر ممکن است غش کند. دیگری ممکن است اصلاً توجهی به او نکند و به روزنامه خواندن ادامه دهد. سومی امکان دارد بگوید چه سگ خوشگلی است و او را نوازش کند. تجربه یکی است ولی تعبیر افراد متفاوت است، لذا واکنش‌های احساسی گوناگون به چشم می‌خورد. تعبیر یک تجربه هم بستگی به عوامل دیگری دارد.

مثلاً برخورد با زنی که از نظر یک نفر جذاب در نظر گرفته می‌شود موجب برانگیختگی احساسی او می‌شود. اما اطلاق زیبا به آن زن بستگی به ملاک‌های فرد برای زیبایی و ارزش‌های فرهنگی جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کند و تجربه‌های قبلی او دارد. از سوی دیگر انواع گوناگون برانگیختگی احساسی قابل تبدیل به یک دیگرند و احساسات رمانتیک را تحت تاثیر قرار می‌دهند. در رم باستان از این امر آگاه بودند و مردان جوان معشوق خود را به مسابقات گلادیاتورها می‌بردند. زیرا معشوق تهییج و برانگیختگی احساسی ناشی از هیجان مسابقه را به حساب جذابیت فیزیکی مرد می‌گذاشت و به حضور او نسبت می‌داد. هنگامی که والدین یک زوج جوان که عاشق یک دیگرند مانع از وصال یا ازدواج آن دو می‌شوند این ناکامی موجب بروز خشم در عاشق و معشوق می‌شود که به نوبه خود برانگیختگی احساسی اولیه عشق را افزایش می‌دهد. شدت عشق در بسیاری از داستان‌های عاشقانه مانند رومئو و ژولیت یا لیلی و مجنون با این موضوع بستگی دارد.
ادامه نوشته