چرا روابط عاشقانه خوب پیش نمی‌رود؟

آدم‌های زیادی را هر روز می‌بینید که به شکل‌های مختلف می‌گویند نمی‌دانند چرا رابطه‌شان خوب پیش نمی‌رود. وقتی ابتدای رابطه همه چیز عالی و ایدآل به نظر می‌رسد، درک این وضعیت سخت‌تر می‌شود. ممکن است شکست در رابطه را درونمان بریزیم و مشکل اصلی را فراموش کنیم و به همین علت آن اشتباهات را دوباره در روابط جدیدمان تکرار کنیم و بعد متعجب باشیم که چرا باز رابطه‌مان دچار مشکل شده است.

روابط چیزهای زیادی درمورد خودمان به ما یاد می‌دهند و ما یک درس را آنقدر تکرار میکنیم تا یاد بگیریم چه باید بکنیم. همیشه کسانی هستند که برای شما مناسب‌اند به همین دلیل نباید با شکست خوردن یک رابطه، خودتان یا زندگیتان را تمام‌شده بدانید.اگر بتوانید بفهمید که چرا رابطه‌تان خوب پیش نرفته است، می‌توانید بعضی از علت‌های آن را در روابط آینده‌تان کمتر کنید.

ادامه نوشته

چه کساني در خطر خودکشي هستند؟

خودکشي يکي از آسيب‌هاي اجتماعي دردناک و بسيار ترسناک است. آمارها نشان مي‌دهد که خودکشي در کشور ما افزايش يافته و مسئولان وزارت بهداشت مي‌گويند از بين هر 100 هزار ايراني، سالانه بيش از 60 نفر، اقدام به خودکشي مي‌کنند.

هر چند که خودکشي به خاطر ويژگي‌هاي فرهنگي کشور ما بسيار نکوهيده شده است ولي بايد پذيرفت که اين پديده در جامعه ما وجود دارد. در زندگي روزانه، هرکسي ممکن است با اين افراد مواجهه شود که ضرورت آشنايي با اين واقعيت اجتماعي حال حاضر جامعه ما را دوچندان مي‌کند.

ادامه نوشته

راه های موثر برای کنار آمدن با غم و اندوه

تا حالا نشده کسی برای کنار آمدن با شادی و خوشبختی مشکل داشته باشد. وقتی شادی و لذت وارد زندگی ما می شود، ما آزادانه آن را تجربه می کنیم، اما وقتی غصه و ناراحتی به سراغمان بیاید، معمولاً با آن مبارزه می کنیم.
ناراحتی و غم و اندوه بخشی طبیعی از زندگی همه مردم است. این ناراحتی ها چه به خاطر یک فقدان مهم در زندگی مثل مرگ یکی از عزیزان، ایجاد شده باشد چه به خاطر شکست های کوچک و بی اهمیت روزانه، می توانیم یاد بگیریم که چطور راحت تر با آنها زندگی کنیم.
ما نه تنها می توانیم راحتی بیشتری به این گونه احساسات پیدا کنیم، برای سلامتی و تندرستی ما هم لازم است که به طریقی سالم با آنها برخورد کنیم.
خطر برخورد نامناسب با احساسات زمانی برای من آشکار شد که یکی از همسایگان همسر بیمارش را از دست داد. وقتی من می خواستم با او ابراز همدردی کنم، او فوراً انکار کرد که احساسی به این مسئله دارد. طی یک هفته، او همه وسائل و متعلقات مربوط به همسرش را بیرون ریخت و هر چیز مربوط به بیماری و مرگ او.
جای تعجب نبود که وضعیت سلامتی او از آن موقع روز به روز بدتر شد. ابتدا هیج دلیل برای علائم بیماری او پیدا نشد، اما با گذشت زمان، مشکلات جدی جسمی در او ایجاد شد (که همه آنها مشکلات ناشی از استرس بودند).
البته، این یک نمونه بسیار حاد است اما به خوبی می توان اهمیت برخورد صحیح با مشکلات و ناراحتی ها را در آن مشاهده کرد. خیلی خوب است که ببینید چطور با اینگونه احساسات کنار آیید و مهارت های جدیدی یاد بگیرید.
در این مقاله قصد داریم به نحوه برخورد با ناراحتی های زندگی بپردازیم.
ادامه نوشته

قطع رابطه عاطفی

1) هیچ وقت به رابطه ای که برهم خورده است به چشم یک شکست در زندگی نگاه نکنید. شکست به این معنی نیست که کار برای شما تمام شده، شکست یعنی شما یک فرصت دیگر دارید. شکست به این معنی نیست که خدا شما را فراموش کرده، شکست یعنی خدا فکر بهتری برای شما دارد. همیشه شکست های گذشته یا کنونی است که شما را به سمت موفقیتی که همیشه آرزویش را داشتید، راهنمایی میکند.
2) روی تان را از گذشته بگردانید و به سمت آینده نگاه کنید. آینده خودتان. گذشته شما برابر با آینده تان نیست. گاهی اوقات بعد از جدایی در یک رابطه ما هنوز در گذشته مان زندگی می کنیم، و افکار مان همه و همه خرج آن فردی می شود که دیگر از او جدا شده ایم. شما زمانی بهبودی پیدا می کنید که شروع به فکر کردن یا نوشتن در مورد چیزی که از زندگی می خواهید کنید.

ادامه نوشته

حسادت و پیامدهای مخرب

حسادت یکی از مخرب‌ترین احساسات در زندگی بشر است. بعضی از این احساس با ‌عنوان گناه یاد ‌می‌کنند، گناهی که می‌گویند خداوند حتی برای آن مجازاتی مقرر نساخته چرا که وجود این احساس در ‌انسان، خود از هر مجازاتی دردناک‌تر است.حال ببینیم چگونه محیط خانواده و به‌ دنبال آن ‌جامعه باعث به‌وجود آمدن حسادت و رشد آن می‌شود.

ادامه نوشته

تحقیر


شايد جالب نباشد اما خيلي اوقات مي‌بينيم که والدين براي تنبيه يا تربيت فرزندشان از کلمات احمق، تنبل و امثال آن استفاده مي‌کنند.اگر کودکان را با اسم گذاشتن تحقيرکنيم، آنها باور مي‌کنند که داراي اين صفات و خصوصيات هستند. در نتيجه به علت آسيبي که به کار بردن اين نام‌هاي منفي به شخصيت بچه‌ها وارد مي‌کند عزت نفس آنها از دست مي‌رود و گاهي ممکن است از حضور در جمع و ارتباط با ديگران و معاشرت دوري کنند.

‏تحقير کردن در کودکي دردسرسازتر است يا بزرگسالي؟

تحقير کردن در هر سني مشکل‌ساز است اما در کودکان مي‌تواند تاثيرگذارتر باشد زيرا قدرت تاثير کلمات در زندگي کودکان بيشتر است.

هر واژه و جمله‌اي که به کودکان گفته شود، به همراه خود پيام مهمي درباره کودک و رابطه او با دنياي خويش دارد. اين پيام‌ها تبديل به يک باور مي‌شوند و در تجربيات آينده و بزرگسالي براي او دردسرساز مي‌شوند.
ادامه نوشته

رهایی از برخی  رنجها

مطمئنا زندگی نباید با شما سازگار باشه بلکه این شما هستین که باید خودتون رو با زندگی وفق بدین؛ فقط به یک دلیل ساده، چون هر انتخاب تون در هر لحظه عامل تغییر و دگرگونی تون هست. اگر فکر می­کنید در حال دویدن در زندگیتون هستید، می تونه نشون دهنده این باشه که شانس با شماست و از چیزی که نیستید و عذاب می کشید، در حال فرارید. پس وقتش رسیده که زندگی تون رو اصلاح و بازسازی کنین

مطمئنا زندگی نباید با شما سازگار باشه بلکه این شما هستین که باید خودتون رو با زندگی وفق بدین؛ فقط به یک دلیل ساده، چون هر انتخاب تون در هر لحظه عامل تغییر و دگرگونی تون هست. اگر فکر می­کنید در حال دویدن در زندگیتون هستید، می تونه نشون دهنده این باشه که شانس با شماست و از چیزی که نیستید و عذاب می کشید، در حال فرارید. پس وقتش رسیده که زندگی تون رو اصلاح و بازسازی کنین.

ادامه نوشته

طلاق علل و راهکارها

درسالهای اخیرطلاق به یک روندومعضل مهم اجتماعی تبدیل شده است ومتاسفانه روزبه روز افزایش می یابدامروزه شاهدازهم گسیختن بسیاری ازپیوندها ی زناشوئی هستیم که دراثراین روندفرزندیافرزندان آنهادراثرعــدم توجــــــه والدین صدمه های روحی وروانی می بیند ساختارعاطفی کودک ازسنین 5-4 ماهگی شکل می گیردواگراین کودک دریک خانواده ای بزرگ شودکه هیچ محبتی نبیندبی شک دررفتارکودک تاثیرمی گذاردکارشناسان براین باورندکه درگیریهاوجنگ وجدالهائی که بین والدین صورت می گیردهیچ وقت ازذهن بچه هابیرون نمی رودویادآوری آن خاطرات تلخ دربزرگسالی ، افسردگـــــی برای اوپدیـــدمی آوردواگرنگاهی به راهروهای دادگاه بیندازیم ویاگذرمان به آنجابیفتدچه بسیارزنان ومردانی می بینیم که بابچه های قدونیم قدومعصوم درراهروهانشسته اند.‏

ادامه نوشته

در برابر انتقاد چه واکنشی نشان می دهید؟

شاید بشود گفت این طراوت و خوشایندی، خصوصیت همه صفات اخلاقی است، چرا که ریشه در فطرت آدمی دارند و ناخودآگاه نسبت به خوبی ها کششی را در ما ایجاد می کنند. اما باز این دو صفت تفاوت های چشمگیری با دیگر صفات اخلاقی دارند، چرا؟

همان طور که در مقالات گذشته به ویژه در دو قسمت قبلی همین مقاله مطرح شد، ضد این صفات یعنی "غرور" و "تکبر"، آزاردهنده ترین صفات آدمیزاد و البته خیرمایه بخشی از وجود ما هستند. می گویند آدم مغرور حتی از اسبی که کالسکه اش را می راند، بیزار است. متأسفانه این صفات منفی به قدری به ما نزدیکند که مثل اندام های درونی بدن، به چشم نمی آیند و دایم از آنها غافلیم. در اساس همین دو صفت هستند که در طول تاریخ، باعث سقوط افراد موفق از قله های ترقی چه در ابعاد مادی و چه در معنویات شده اند و صد البته این تهدید ادامه خواهد داشت و به قول نیچه "تکبر، آسان ترین راه برای از بین بردن سرافرازی هاست".

ادامه نوشته

با احساس پوچي چه كنيم؟

با احساس پوچي چه كنيم

 

در اين دنيا هيچ مشكلى نيست كه آسان نشود، هيچ دردى نيست كه درمان نداشته باشد، هيچ غمى بى پاياننيست، هيچ دريايى بى ساحل نيست، انتظار ممكن است طولانى باشد، اما سرانجامش فَرَج است.شما به خوبي مي دانيد با غم و غصّه و اظهار ضعف و افسردگى , نااميدى و بى حركت بودن هيچ مشكلى حل نمى شود.

ادامه نوشته

شانس برنده شدن دارم یا ندارم؟

هر چه جامعه‌ای كهن‌تر و با تمدن طولانی باشد احتمال اینكه مردم آن جامعه نسبت به جوامع متاخر باورها و طرح‌واره‌های كهن‌تر و سنتی‌تری را یدك بكشند، بیشتر است. هر كس در طول زندگی خود در كشور ما بارها و بارها واژه «شانس» را شنیده یا به كار برده است. بسیاری افراد هستند كه شب‌ها با این آرزو و رویا سر بر بالین می‌گذارند كه سرنوشت‌شان تغییر كند و شانس به آنها رو بیاورد. افرادی معتقدند در طول زندگی هر فرد «شانس» فقط یك بار در منزل‌شان را می‌كوبد.

ادامه نوشته

آرزوهای طولانی

 

طول امل(آرزو) عبارت است از: امیدهاى بسیار در دنیا، و آرزوهاى دراز، و توقّع زندگانى دنیا، و بقاى در آن.
بیا كه قصر امل سخت سست بنیاد است به فكر باش كه بنیاد عمر بر باد است
مجو درستى عهد از جهان سست نهاد كه این عجوزه، عروس هزار 

ادامه نوشته

شکست خوردن را ياد بگيريم

 


وقتي همه چيز به آن طور که مي‌خواهيم پيش مي‌رود ما هم با حداکثر توان‌مان تلاش مي‌کنيم. اما بعد از اينکه سر و کله مشکلات بزرگ و کوچک پيدا مي‌شود نااميد شده و دست از تلاش کردن بر مي‌داريم، با وجود اينکه توان انجام آن را داريم.

- ميمون‌هايي که «ترسيدن» را ياد گرفتند: ميمون‌هايي که از مار نمي‌ترسيدند را در کنار مار‌ها قرار دادند. در همين حين صداهاي بلند و وحشتناکي هم از بلندگو‌ها پخش کردند. با اين کار ميمون‌هايي که از مار‌ها نمي‌ترسيدند «ياد گرفتند» که از مار بترسند. نتيجه عجيب تر اين آزمايش اين بود که حتي ميمون‌هاي ديگري که هم که از مار‌ها نمي‌ترسيدند با ديدن ترس ساير ميمون‌ها آن‌ها هم از مار‌ها ترسيدند.

نتيجه: ما از بعضي از چيزها مي‌ترسيم، چون آن‌ها را با چيز‌هاي ديگري در ذهن‌مان به يکديگر مرتبط مي‌کنيم. مثلآ يک کودک بعد از شنيدن صداي ترسناک محکم بسته شدن درب در تاريکي از تاريکي خواهد ترسيد.

- قورباغه‌هايي که زنده زنده آب پز شدند: چند قورباغه را در ظرفي پر از آب جوش انداختند، آنها خيلي سريع از آب جوش به بيرون پريدند و خودشان را نجات دادند. وقتي همين قورباغه‌ها را در ظرف آب سرد قرار دادند و آرام آرام آب را به جوش رساندند همه آنها در آب جوش کشته شدند چون نتوانستند عکس العملي به همان سرعت نشان دهند.

نتيجه: ما مي‌توانيم تغييرات ناگهاني را بفهميم و متقابلا عکس‌العمل نشان دهيم اما وقتي اين تغييرات در درازمدت انجام مي‌شوند وقتي متوجه مي‌شويم که ديگر خيلي دير است. يادمان باشد، نه عادت‌هاي بد يک شبه وجود کسي را فرا مي‌گيرد و نه کسي يک شبه فرد ديگري مي‌شود، همه چيز پله پله انجام مي‌شود. مهم اين است که گرم شدن آب را احساس کنيد.

- موش‌هاي شناگري که غرق شدند: اين بار تعدادي موش‌هاي صحرايي که بعضي آنها مي‌توانند 80 ساعت مداوم شنا کنند آماده شدند. محققان قبل از اينکه آنها را در آب بياندازند با کلک اين باور غلط را در موش‌ها به وجود آوردند که آنها گير افتاده اند. خيلي از موش‌ها تنها پس از چند دقيقه بعد از شنا کردن غرق شدند. نه چون نمي‌توانستند شنا کنند، بلکه چون فکر مي‌کردند گير کرده اند نااميد شده و دست از شنا کردن برداشتند و غرق شدند.

نتيجه: وقتي همه چيز به آن طور که مي‌خواهيم پيش مي‌رود ما هم با حداکثر توان مان تلاش مي‌کنيم. اما بعد از اينکه سر و کله مشکلات بزرگ و کوچک پيدا مي‌شود نااميد شده و دست از تلاش کردن بر مي‌داريم، با وجود اينکه توان انجام آن را داريم.

- سگ‌هايي که ياد گرفتند تلاش نکنند: تعدادي سگ در اتاقي قرار گرفتند که زمين آن مي‌توانست شوک الکتريکي خفيفي به سگ‌ها وارد کند. دکمه اي روي ديوار اتاق بود که با فشرده شدن جريان را قطع مي‌کرد. وقتي شوک وارد شد سگ‌ها بالا و پايين پريدند تا بالاخره يکي از سگ‌ها دکمه را زد و جريان قطع شد. سگ‌ها ياد گرفتند با زدن آن دکمه آن شوک ناخوشايند قطع مي‌شود.

روي نصف گروه اول سگ‌ها همين آزمايش دوباره تکرار شد اما اين بار دراتاق ديگري که دکمه اي الکي داشت و با زدن آن هيچ اتفاقي نمي‌افتاد و جريان همچنان ادامه داشت. بعد از اين مراحل سگ‌هايي که در اتاق دوم بودند به اتاق اول (با کليد سالم) بازگردانده شدند و آزمايش تکرار شد. اين بار هيچ کدام شان حتي سعي نکردند که دکمه را فشار دهند.

نتيجه: هيچ کس با ناميدي به دنيا نمي‌آيد، بلکه ما بعد از اينکه چند بار شکست مي‌خوريم «شکست خوردن» را ياد مي‌گيريم و حتي به خودمان زحمت تلاش کردن نمي‌دهيم. اگر به مشکلي برخورده ايد، مهم نيست دفعه چندم است که زمين خورده ايد، باز هم بلند شويد و براي حل آن تلاش کنيد. ممکن است کليد سالم باشد، فقط فشارش دهيد!