* احساس تنهايي

* از دست دادن پشتوانه زندگي

* بي‌اعتمادي به همسر

* تغيير در دوستي‌ها

* كاهش يا قطع روابط با دوستان، اطرافيان، خانواده خود يا همسر يا هر دو

* تغيير در نگاه اقتصادي

* تمايل به روابط فرا زناشويي

* نگاه منفي به جنس مخالف

* بي‌اعتنايي به مشكلات اعضاي خانواده يا ديگران

* قرباني كردن ذهنيت فرزندان يا ديگران براي تسويه حساب با طرف ديگر

2ـ فرزندان والديني كه از ازدواج خود راضي نيستند و همچنان با يكديگر زندگي مي‌كنند، به سبب تنش‌هاي گاه‌وبيگاه يا بي‌اعتنايي‌هاي مداوم، مستعد تغييرات ذهني و آسيب‌هاي بسيارند. برخي از اين تغييرات و آسيب‌ها عبارت است از:

* سردرگمي

* نگراني از آينده

* اضطراب

* كاهش اعتماد به نفس

* ابتلا به افسردگي

* اختلال در هويت فردي، خانوادگي و اجتماعي

* خروج از حدود تعادل (كمرويي يا پررويي، نرمش يا تنش شديد و...)

* احساس حقارت

* رويكرد به شرارت براي جبران حقارت

* حس قرباني شدن به سبب نپرداختن والدين به عواطف، تربيت و نيازهاي آنها

* تغيير در دوستيابي

* احساس كمبود محبت (كه گاه با جستجوي آن در جنس مخالف و از سنين كم نمود اجتماعي مي‌يابد)

* شكل‌گيري عقده‌هاي رواني

* خودآزاري يا ديگرآزاري

* سركشي، نافرماني و هنجار گريزي

* افت تحصيلي

* فرار از خانه و مدرسه

* رويكرد افراطي به مواد دخاني، الكلي، شيميايي، روانگرداني و...

* گرايش به بزه يا ارتكاب جرم

* پرخاشگري و تمايل به انجام اعمال مخرب